تبليغاتX
من نامه

من نامه

(دفترچه شخصی من)

مهدی، یکی از دوستام یه شرکت هنری داره فیلم برداری و گرافیک و صفحه آرایی و خلاصه آچر فرانسه ایه. چند روز پیش برای فیلم برداری برای یکی از کارهایی که روح الله  داره خودش و گروهش رو برده بودم. تو ماشین که نشسته بودیم تا کسی که باید باهاش مصاحبه میکردیم بیاد، شروع کردن به غیبت کردن از سعیدِ یکی از دوستای مشترکمون که آره، سعید فکر میکنه همه کارگرای شرکتشن و هر وقت یه کاری داره همه باید انجام بدن. گفت مثلا همین چند وقت پیش یهو زنگ زده میگه باید یه کاتالوگ برام آماده کنی منم تو شلوغی کارام بهش گفتم بین ساعت ۷ تا ۸ رو برات خالی میکنم بعدهم بدون اینکه بگه نیومد. منم برای اینکه از دوستم سعید دفاع کرده باشم که بیچاره خوب کار داشته. گفتم آره منم در جریان بودم میخواست داداشش رو برای کارآموزی بیاره شرکت خودشون دانشگاه ازش کاتالوگ شرکت رو میخواسته. بعد دیدم همه چشاشون گرد شد. بعد زدن زیر خنده. بعد هم مهدی گفت سعید به من گفته میخواد کارای کاتالوگ یه شرکت رو به عهده بگیره، ازم خواسته بود یه طرح اولیه بهش بدم. تازه فهمیدم چه سوتی عظیمی دادم. میدونم سعید وبلاگم رو نمیخونه اگه میخوند احتمالا زنده نمیموندم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 12:32  توسط مهدی گیلانی  | 

جواب تاجزاده به باهنر: میدونم دو تا پست پشت سر هم راجع به تاجزاده زیاد خوب نیست ولی از این یکی نمیتونستم بگذرم.
باهنر یکی از ضد دموکراسی ترین شخصیتهای کشوره. تو یکی از صحبتهاش گفته بود که "حیات برخی از اصلاح طلبان به خاطر رافت نظام" تاجزاده جدیدا تو جوابش بعد از اشاره به ناکارآمدی اصولگرایان گفته "تداوم نظام به خاطر حضور اصلاح طلبان"! البته بعدش نظام مدنظر اصلاح طلبها رو نظامی سازگار با حقوق بشر و آزادی دونسته نه نظام آقای باهنر.
دانشگاه زنجان: قضیه دانشگاه زنجان هم خیلی موضوع جالبیه خبرهاش رو میتونید اینجا بخونید. معاون دانشگاه با تهدید به اخراج یه دانشجو میخواسته بهش تجاوز کنه ولی دانشجوها مچش رو گرفتن. (فیلم این موضوع رو میتونین اینجا ببینید) درسته که بعضی از مسئولین رده پایین اصلاح طلب (مثلا همرده این آقا) هم ممکنه تو دوره خدمتشون کار خلاف اخلاقی انجام داده باشن ولی اونها هیچ وقت جرات سوءاستفاده از قدرتشون رو نداشتن یعنی اگه کار خلاف اخلاقی هم انجام دادن شاکی خصوصی نداشتن (به زور قدرت نبوده) این عارضه که تو قضیه سردار زارعی و دانشگاه سهند و کرمانشاه هم تکرار شده دلیلش خیال راحتی که راستها از عاقبت کارهاشون و محدودیت رسانه ای اصلاح طلبها دارن. فقط با ترس از مطبوعات آزاده که مسئولین میترسن از قدرتشون سوءاستفاده کنن. قابل توجه اصولگرایانی که با یه زره آزادی مطبوعات شعار وا اسلاما سر میدن.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 15:17  توسط مهدی گیلانی  | 

امروز صبح کله سحر رفتم آموزشگاه رانندگی که امتحان آیین‌نامه بدم. بعد از کلی علاف شدن آخر سر با یه اشتباه بیشتر رد شدم. یه نکته‌ ناراحت کننده این که قبل از اینکه برگه سوال رو پر کنیم باید این جمله رو می‌نوشتیم و زیرش رو امضا می‌کردیم "تخلف از قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی خلاف اسلام است". اینکه مقررات راهنمایی و رانندگی چیز خوبیه توش شک نیست ولی اینکه انقدر اسلام رو سطحی ببینیم و به ظور برای چیزی که مسلما به یاد کسی نمیمونه امضا بگیریم اصلا درست نیست. اگه جمله قسمی رو میذاشتن که مثلا به اسلام قسم می‌خورم که فلان یه چیزی، ولی اینکه از یه "اعتقاد" که ممکنه کسی داشته باشه و کسی نداشته باشه امضا بگیرن کار واقعا نادرستیه. یه اتفاق دیگه تو آموزشگاه هم اینکه ما از ساعت 7 تا 10 منتظر بودیم یه پسر که خیلی شلوغ بود بعد از کلی وقت گذروندن و حوصله سر رفتن داشت با چند تا از دخترها که اونها هم منتظر بودن صحبت می‌کرد که مسئول آموزشگاه اومد و کلی بهش توپید و خلاصه جلو همه ضایعش کرد. تو خبرها هم بود که مسئولین خواستار حفظ امنیت مراکز تفریحی و برخورد با فساد شدن. من فکر می‌کنم دو تا موضوع تو جامعه ما همیشه قاطی می‌شه، حفظ امنیت خانواده‌ها و دخترها یعنی برخورد با کسایی که مزاحمشون می‌شن یا تیکه می‌ندازن ولی اینکه دو نفر با رضایت کامل باهم صحبت کنن معنی مزاحمت نمی‌ده و با اینجور برخوردها اتفاقا جامعه تحریک می‌شه و به تبعش باعث ایجاد نا امنی برای خانواده‌ها می‌شه.
پی نوشت: این مصاحبه تاج‌زاده رو بخونید. تاج زاده یکی از زیرکترین و رندترین آدمای سیاسی کشور. رندیش رو تو این مصاحبه هم میشه دید. تو جوابهای آب نکشیده ای که می ده و توش به راست‌ها روک و بی پروا گفته دارید شبیه شاه می‌شید. وقتی مصاحبه ها و سخنرانی های تاجزاده رو میخونم به مشارکتی بودن خودم افتخار میکنم (اینجا)

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:46  توسط مهدی گیلانی  | 

۱- اساسی حالم گرفته است نه حوصله درس خوندن دارم نه کار دیگه ای. اگه امتحانات دوره دانشگاه نبود واقعا دوره معرکه ای میشد
۲- این مطلب طنز رو دوست عزیزم هادی نوشته خیلی قشنگه وقت کردید بخونیدش.(اینجا)
۳- یه تحلیل در رابطه با دلیل بی ثباتی بیش از حد بازار رو هم می تونید اینجا بخونید
۴- سخنرانی محتشمی پور در رابطه با مصباح یزدی که توش تفکر مصباحی رو همردیف طالبان دونسته رو هم میتونید اینجا بخونید.
۵- سرمقاله شریعتمداری مدیرمسئول کیهان و از شاگردان و مریدهای اصلی مصباح در نقد سخنرانی محتشمی پور هم اینجا هست.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:35  توسط مهدی گیلانی  | 

یکشنبه ها همیشه برای من و اون روزهای خاصی بوده این یکشنبه هم خاص بود البته تو خاص بودنش هم خاص بود!
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 22:30  توسط مهدی گیلانی  | 

دیروز آقای حجاریان مشهد بود. خیلی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم، بیشتر از هرچیزی ذهن سازماندهی شدش برام جالب بود. تو جواب به همه سوالات استراتژی داشت، هیچ سوالی رو حتی اگه طنز هم بود بدون استراتژی جواب نمی‌داد. همراه آقای حجاریان آقای تاجرنیا عضو شورای مرکزی حزب و نماینده شهرمون تو دوره غرورآفرین مجلس ششم هم بود. جلسه تو دفتر آقای درایتی برگزار شد که ایشون هم از اعضای شورای مرکزیه. جلسه بسیار خوبی بود خلاصه صحبت‌هاشون رو پیدا کردم که بعد از تایید تو سایت توس نیوز قرار می‌گیره حتما بخونیدش.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 20:31  توسط مهدی گیلانی  | 

شاید برای همه ما مسلمونها درک این که تو چه تاریخی قرار داریم دشوار باشه ولی من اعتقاد دارم اسفند سال ۸۶ - زمان مصاحبه دکتر سروش با سایت آفتاب - زمان تولد مذهب جدیدی در اسلامه. نه مذهبی جدای از شیعه و سنی بلکه بالاتر از اون دید جدید به قرآن.
دکتر سروش در مصاحبه با سایت آفتاب، برداشتش از قرآن رو مطرح کرد. آیت الله سبحانی جواب دکتر سروش رو طی نامه ای داد و سروش هم جواب اون نامه رو داد. اما اون چیزی که مهمتره نامه دوم آیت الله سبحانی (که اینجا میتونید بخونید) و جواب سروش به اونه (که اینجا میتونید بخونید) رساله طوطی و زنبور که همون نامه دوم سروش به سبحانیه شاید یکی از ماندگارترین متنهای ادبی باشه. خودتون رو از خوندش محروم نکنید و با مذهب جدید اسلام آشنا بشید، مذهبی که به اعتقاد سروش جدای از راههای قبلی ای که مسلمونها رفتن نیست و چیز نوبنیادی نیست بلکه رشد یافته مسیریه که بسیاری از فلاسفه از جمله طباطبایی و فارابی و خواجه نصیری و خیلیهای دیگه قسمتی رو رفتن و به دست سروش این مسیر به نقطه ای رسیده که امروز میشه گفت اسلام جدیدی ایجاد شده که به قول سروش نزدیکتره به اسلام قبل از ارتدکس شدنش.

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 12:8  توسط مهدی گیلانی  | 

امروز یه تکنولوژی جدید کشف کردم: اول داشتم با خودم فکر میکردم که وبلاگم رو آپ نکنم چون اونوقت ممکنه مطلب قبلی که یه گزارش بود که خیلی روش وقت گذاشته بودم و بابت تنظیمش کلی خبر خونده بودم دیگه بازدید کننده نداشته باشه، اما وقتی رفتم وبگذر دیدم دیروز کلی به بازدید کننده های وبلاگم اضافه شدن و منشا اکثرشون هم سرچ کردن کلید واژه های مربوط به گذارشم بود. این امکان دیدن آمار وبلاگ و منشا اون کلی برای نوشتن به آدم انرژی میده. از اینکه این تکنولوژی رو کشف کردم کلی خوشحالم.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 0:17  توسط مهدی گیلانی  | 

پی نوشت: عنوان این مطلب رو برای اینکه سرچش راهت تر بشه تغییر دادم.

سرپرست شوت: امروز روزنامه خراسان زده بود که سرپرست وزارت اقتصاد گفته : هیچ رابطه تئوری و عملی ای بین نرخ تورم و نرخ بهره وجود نداره. البته رابطه عملیش رو که مردم با گرون شدن مسکن و سایر اقلام مصرفی (تورم!) دارن میبینن ولی رابطه تئوری رو تقریبا تمام اقتصاددان های کشور از زمانی که سیاستهای اقتصادی دولت مشخص شد بهش تذکر دادن که اولا نرخ بهره رو بازار باید تعیین بکنه و نه دولت و ثانیا تعیین دستوری نرخ بهره کمتر از تورم نقدینگی رو از بانکها میاره بیرون و با توجه به فعال نبودن بورس میکشونه تو بخشهایی مثل مسکن. حالا فکر کنید این آقای صمصامی که رشته اش هم اقتصاد نیست تو یه کشوری مثل آمریکا با اون رسانه های آزادش این حرف رو میزد فکر میکنید کارشناسهای اقتصادی میذاشتن یه روز زنده بمونه؟

گزارش: این گزارش رو که در رابطه با ابطال انتخابات در لردگان و شایعه ابطال انتخابات در قوچان و عدم تایید اعتبارنامه دلاور (نماینده درگز) که همگی اصلاح طلب هستند رو برای هفته نامه دانشگاهمون نوشتم. صاحب امتیاز این نشریه انجمن اسلامیه البته هنوز چاپ نشده و نگرانم که شاید این هفته نامه هیچ وقت به مرحله چاپ نرسه بد نیست بخونیدش. 
 گزارشی از رویدادها و حواشی انتخابات مجلس هشتم
رقابت‌ انتخاباتی بعد از پایان انتخابات
با گذشت یکماه از پایان مرحله دوم انتخابات مجلس هشتم، درگیری‌ها و حرف و حدیث‌های انتخاباتی در بعضی از حوزه‌های انتخاباتی کماکان ادامه دارد. خبرسازترین اتفاقات مربوط به این موضوع، درگیری‌های شهر ایلام بوده است که بعد از اعلام پیروزی نماینده اصلاح‌طلب این شهر، شادمانی اهالی شهر به درگیری با پلیس کشیده شد و در این حین، تیراندازی نیروهای ضد شورش منجر به کشته شدن دو جوان چهارده و پانزده ساله شد که این امر، اعتراض نماینده این شهر در مجلس را نیز درپی داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 20:55  توسط مهدی گیلانی  | 

چند روز پیش پیام فضلی نژاد ستون ویژه نویس کیهان اومده بود دانشگاه فردوسی این مطلب رو وقتی تو جو این موضوع بودم برای نشریه حزب نوشتم:

 تخریب خاتمی در نشریات زرد
با بررسی نشریات تندرو جناح راست بعد از انتخابات مجلس هشتم مشاهده می‌شود که تخریب خاتمی، اصلی‌ترین پروژه مراکز رسانه‌ای اقتدارگرا می‌باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 13:47  توسط مهدی گیلانی  | 

بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی یه نشریه چاپ میکنه به عنوان سه قطره خون صفحه آخرش این عکس آقای خاتمی رو زده و کنارش یه عکس از احمدی نژاد رو که از دست دادن با یه زن خارجی استنکاف کرده. هرچند که تو مطلب کنار عکس چیزی از این موضوع که این حرکت خاتمی خلاف شرع یا نه ننوشته ولی کلی مطلب زده که آقای خاتمی تو دولتش اسلام رو زیرپا گذاشته و الان هم داره کارهای غیر اسلامی میکنه. این دختر خانم دختر آقای خاتمیه و عکس هم برای ایسناست. - البته اين تنها مورد از مطالب غير اخلاقي اين نشريه بسيج نبود- این جور کار رسانه ای حرکت غیر اخلاقی ايه، افرادی که دایه دار دین هستن اگه کار غیر اخلاقی انجام بدن دو حالت داره یا این موضوع رو تبلیغ میکنن که دینی که ما معتقد بهشیم غیر اخلاقیه یا اینکه در حال ریا کردن هستن که هر دو، با معیارهای دینی ای که ما میشناسیم گناه کبیره است. هرچند تو اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری هم به اینجور نشریات نشریه زرد میگن!خاتمي و دخترش

اينم يه مطلب راجع به اين عكس: خاتمي و بوسه پدرانه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:23  توسط مهدی گیلانی  | 

فکر کنم مسموم شدم تمام دیشب یه کابوس درست حسابی بود. تب، حالت تهوع دو بارم بالا آورم. همیشه وقتی زیادی کم خوابی تحمل میکنم همینجوری میشه بابت کنفرانس کتابم دو شب پشت سر هم نخوابیدم. کنفرانس بدی نشد (البته اگه به تمرکز کمم تو جلسه بخاطر کم خوابی شبهای قبلش رو در نظر نگیریم) خلاصه فکر کنم بابت همون این وضعیت داغون رو داشتم. هرچند خیلی بهترم ولی هنوزم یه مقدار کسلم و سردرد دارم. تو هزیون هایی که دیشب میدیدم یکیش این بود: داشتم از گرما میمردم رفتم تو آشپزخونه دیدم همه شعله های گاز روشن بود حتی از تو دستگیره های گازم آتیش میومد بیرون بعد اومدم از پنجره بیرون رو نگاه کردم تو خیابون همه ماشین ها باهم تصادف کرده بودن میدونستم هزیونه میخواستم داد بزنم تا صاحبخونه بیاد پیشم ولی نمیتونستم. برا همین شیشه پنجره رو شکوندم مگه از رو صدای اون بیاد. صابخونه اومد ولی اونم یه کابوس دیگه بود به شکل مسخره ای ترسناک بود. خلاصه با یه داد از خواب پاشدم. چه قدر خوبه مغزمون همیشه این هزیون ها رو نمیبینه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:11  توسط مهدی گیلانی  | 

بدشانسی: چند روزیه پشت سر هم بد شانسی میارم. اول که پاچه شلوارم گیر کرد به در تاکسی و از حیث انتفاع ساقط شد بعد آستین پیرهنم به در گیر کرد و پاره شد امروز هم که سررسیدم که توش تمام جزوه هام و لیست مخارج 1 ماه اخیرم رو نوشته بودم گم کردم. حسابی کلافم.
بچه های جهاد دانشگاهی دانشگاه فردوسی سلسله جلسات ارائه کتاب با عنوان "اینجا چراغی روشن است" برگزار میکنن فردا روح ا... قراره یه کتاب راجع به جامعه شناسی کنفرانس بده سه شنبه هم نوبت منه کتابش هم کتاب "ایران بین دو انقلاب" البته میخوام فقط فاصله بین شهریور 20 تا 28 مرداد 32 رو کنفرانس بدم. البته هنوز هیچ آماده نیستم خدا بخیر بگذرونه. برنامه ها ساعت 12 تو اتاق عمومی دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی برگزار میشه.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:37  توسط مهدی گیلانی  |